پیچک

  • کد نمایش افراد آنلاین
  • من ماندم - سیب کال حوا
    X
    تبلیغات
    رایتل

    سیب کال حوا

    من ماندم

    به یاد هجر آن دلبر به لب جان ماند و من ماندم

    هزاران شیون و فریاد و افغان ماند و من ماندم

    من و دل عهد بستیم از کسان مخفی کنیم این غم

    دلم تا این زمان بر عهد و پیمان ماند و من ماندم

    به خلوت اشک می ریزم، مبادا باخبر گردند

    در این خلوت سرا اندوه انسان ماند و من ماندم

    رقیبان تا که بویی نشنوند از این خبر عمریست

    که بر روی جگر نقشی ز دندان ماند و من ماندم

    همیشه بغض را خوردم، ولی رازم عیان شد چون

    به مژگانم دوقطره اشک غلتان ماند و من ماندم

    شبی در خانه خلوت داشتم در دل به در کوبید

    گشودم در به رویش چشم، حیران ماند و من ماندم

    درون خلوتم آمد به می خواری و پاکوبی

    در آن شب تا سحر دلدار عریان ماند و من ماندم

    تمام شب گمان کردم که این حوریه شیطان است

    فریبم داد شیطان، گول شیطان ماند و من ماندم

    سحرگه نیشخندی زد، که از من کام نستاندی

    ز پیشم رفت، زان پس درد هجران ماند و من ماندم

    ندانستم که این تصویر یار منتظَر می بود

    خیال روی آن خورشید پنهان ماند و من ماندم

    اگر نشناختم اورا و رفت اما از آن دیدار

    به دستم خاتم نقش سلیمان ماند و من ماندم

    از آن شب سال ها رفته است و هر شب تا سحرگاهان

    مگر جز اندکی، ترتیل قرآن ماند و من ماندم

    در این شب ها تمام آیه ها را خوانده ام، اما

    به جا تنها یکی از آل عِمران ماند و من ماندم

    که در آن دیدن رخسار آن دلدار دیرین را

    سفارش ها به صبرِ اهل ایمان ماند و من ماندم

    نظرات (1)
    نام :
    ایمیل : [پنهان میماند]
    وب/وبلاگ :
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
    نوشته: م..... از [ ایران ]
    این متناتون همش مربوط به یه خاطره ست؟
    دوشنبه 29 مهر 1392 ساعت 23:57
    امتیاز: 0 0