پیچک

  • کد نمایش افراد آنلاین
  • پیرمرد و خرش - سیب کال حوا
    X
    تبلیغات
    زولا

    سیب کال حوا

    پیرمرد و خرش

    یک شب بی ماه، یک جای غریب

    از فراز کوه، راهی رو به شیب

    کوره راهی تنگ و تار و ناشناس

    یک الاغ پیر، مردی آس و پاس

    زوزه ی گرگ و هیاهوی شغال

    قهقه کفتارهای بی خیال

    برف روی خاک جاده سردِ سرد

    مانده بر آن رد پای خر و مرد

    در سراشیبی خرک ترمز برید

    تیزتر می رفت و مرد او را ندید

    برف جاده رد پای خر نداشت

    مرد حیران که خر او پر نداشت

    مرد حیران بود از پرواز خر

    می رسید از دوردست آواز خر

    مرد گفتش: هان، کجایی ای رفیق؟

    عرعری زار آمد از چاهی عمیق

    بر سر چه آمد و نظّاره کرد

    در غم خر جامه ی خود پاره کرد

    گفت: یارم بود این خر سال و ماه

    بایدش بیرون کشم از قعر جاه

    ناگهان ابلیس آمد بی درنگ

    گفت: عمق چه زیاد است ای مشنگ!

    خر که پیر است و یقین پایش شکست

    تا به کی باید به سوگ خر نشست؟

    مرد گفت: آری برون نتوان کشید

    لیک آن جا در عذاب است ای پلید

    چاره ای باید که در این دم کنم

    لااقل در مرگ رنجش کم کنم

    گفت شیطان: این که آسان است نیز

    خاک این کهسار را در چاه ریز

    خر شود مدفون درون چاه و خاک

    می شود وجدانت از این ننگ پاک

    گول شیطان کارگر شد آن زمان

    مرد گفت: آری، بهین راه است آن

    برف ها را زد کنار از روی راه

    خاک می آورد در دست و کلاه

    از سر چه، بر سر خر ریخت راست

    خاک بر سر خر ندانست این چراست

    خاک می آورد پی در پی و خر

    از خریت می فشاند آن را ز سر

    خیر خر می خواست در آن مرگ مرد

    خر نمی فهمید، خاک از تن سترد

    خاک ها می ریخت از سر زیر پا

    پای می کوبید بر آن خاک ها

    خاک ها بر روی هم انباشتند

    تا لب چه آن الاغ افراشتند

    "خر مؤدب شد"، قدم بیرون نهاد

    صاحب خر شد ازین اقدام شاد

    نک شنو از ماجرای خر سه پند

    در فکن در آتش از بهرش سپند

    یک -  نباشد گول شیطان جمله بد

    از خریت گاه شیطان می شود

    دو - اگر خاکت به سر ریزند نیز

    سر به کار انداز، وان هوش تمیز

    خاک بر سر، گر تو چون آن خر شوی

    پله سازی خاک و بالاتر شوی

    سه - اگر خر نزد تو خیلی خر است

    لیک گاهی از تو هم عاقل تر است

    یک سه ی دیگر - به وقت انتخاب

    هر خری شد، زانتخابش رو متاب

    هر خری یک دوره ای در چاه بود

    زیر پای خویش را محکم نمود

    این درون چه شدن شد یک آوانس

    شرط نبود بر همه فوق لیسانس

    آن خرانی که درون چه بدند

    دکترای افتخاری هم شدند




    نظرات (0)
    نام :
    ایمیل : [پنهان میماند]
    وب/وبلاگ :
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)