پیچک

  • کد نمایش افراد آنلاین
  • هیچ مگو - سیب کال حوا

    سیب کال حوا

    هیچ مگو

    من که اهل ددرم، غیر ددر هیچ مگو

    پیش من جز سخن سیر و سفر هیچ مگو

    گفت از درد کمر کوه نوردی نکنم

    گفتمش دشت برو، کوه و کمر هیچ مگو

    گفت گیرم که سفر، سوی کجا باید رفت؟

    گفتمش سی و یک استان و سفر، هیچ مگو

    گفت این است خوراک دو سه سالم، پس از آن؟

    گفتمش باز برو، دور دگر، هیچ مگو

    گفت این سی و یک استان سفر یک دوره است

    گفتمش سیب بده، رأی بخر، هیچ مگو

    گفت گر رأی ندادند چه کاری بکنم؟

    گفتمش معجزه ای فوق بشر، هیچ مگو

    گفت آن هاله نورم شده خاموش دگر

    گفتمش با پر اعجاز بپر، هیچ مگو

    گفت چون نیست مرا بال پریدن چه کنم؟

    گفتمش هست ترا قدرت و زر، هیچ مگو

    گفت با مردم دل سوخته از پول مگو

    گفتمش صندوق پر رأی ببر، هیچ مگو

    گفت این راه خطا نیست؟ چگونه بشری؟

    گفتمش دیو رجیمم، نه بشر، هیچ مگو

    گفت این قدرتِ عشق است، ولی عشق به چیزِ دگریست

    گفتم آن چیز دگر نیست دگر، هیچ مگو

    گفت گویا فعلاتن یکی افزون گردید

    گفتمش دِه به لولوی ممه بر، هیچ مگو

    نظرات (2)
    نام :
    ایمیل : [پنهان میماند]
    وب/وبلاگ :
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
    نوشته: سجاد عبدالهی از [ نامشخص ]
    عالی بود استاد : )
    سه‌شنبه 9 اردیبهشت 1393 ساعت 16:05
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سپاسگزارم
    استاد یک دونه ای . خیلی خوب بود .
    سه‌شنبه 6 اسفند 1392 ساعت 12:48
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سپاسگزارم