پیچک

  • کد نمایش افراد آنلاین
  • زاغ و روباه امروزین - سیب کال حوا
    X
    تبلیغات
    رایتل

    سیب کال حوا

    زاغ و روباه امروزین

    زاغکی تکه ای نجاست دید

    به دهان بر گرفت و زود پرید

    بر درختی نشست در راهی

    که از آن می گذشت روباهی

    از سکانس درخت روبه شاد

    یاد درس کلاس دو افتاد

    با خودش گفت زاغ منگل نیست

    نیمی از آن پنیر هم کافیست

    روبه آزمند وارون بخت

    زود رفت ونشست پای درخت

    گفت: به به  چه شام نیکویی

    چه دیزاینی، چه رنگ و چه بویی

    وای استارتر تو چه خوبست

    مین کورست  پنیر مرغوب است

    اینترتین تو چه دلخواه است؟

    دسرت باب طبع روباه است

    نیمیش را اگر به من بدهی

    امتیاز تو را دهم به دهی

    زاغ گفت: این که کار همسایه است

    هرچه گفتی تمام بی پایه است

    لیک اگر امتیاز بالا هست

    دست پخت خودم مهیا هست

    تو که پائین و من که بالایم

    من به نزدیک تو نمی آیم

    خوب، تعریف کن ز آوازم

    تا که شام تو را بی اندازم

    روبهک گفت: وه چه زیبایی

    چه سری چه دمی عجب پایی

    زاغ انگار شرمگین گردید

    نیم دوری به گرد خود گردید

    با فشاری که زاغ را بگداخت

    فضله ای پیش روبهک انداخت

    روبه انگاشت که بلو چیز است

    که چنین زردِ سبز آمیز است

    صورتش پیش برد و هی بو کرد

    گاه از این سو و گاه از آن سو کرد

    تا که روباه داشت می چرخید

    یک پلنگ از کنار راه رسید

    چنگ بر پشت روبهک انداخت

    تازه روباه جنس شام شناخت

    گفت: قربان تصدقت گردم

    گُه نخوردم، ولی غلط کردم

    بدریدش پلنگ با سر چنگ

    شام ناخورده گشت شام پلنگ

    چون شنیدی تو داستانی نو

    حال پیغام قصه را بشنو

    خواهی ار هر گُهی دلت خواهد

    بخوری، همچو زاغ می باید

    که در آن بالا بالاها باشی

    نه چو روباه کودن ناشی

    نظرات (8)
    نام :
    ایمیل : [پنهان میماند]
    وب/وبلاگ :
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
    نوشته: اسماعیل از [ ایران ]
    من نه بالا هستم نه پایین...جای من معلوم نیست...مشکلی با بیت انتقادی آخر نیست که اصلا به آن فکر نکردم...مشکل استفاده از یکی از ارزشمندترین یادگارهای ادبیات ایران زمین به بدترین شکل ممکن برای بیان انتقاد است...ساختارشکنی و نوآوری نباید باعث لطمه به آثار ارزشمند شود...این استادی نیست
    پنج‌شنبه 27 شهریور 1393 ساعت 12:50
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    1- هنوز منظورت رو از ساختارشکنی متوجه نشدم. همونطور که قبلاً هم گفتم ادعای ساختارشکنی (با مفهوم متعارف آن) ندارم
    2- پیشنهاد می کنم در مورد طنز مطالعات بیشتری داشته باشی. این دست کار به هیچ عنوان توهین به اثر اصلی نیست، به این نقیضه می گویند که بر اساس 1 کار جد، اثری طنز خلق می شود که می تواند بر اساس اصول طنز فاخر، در لحظه لبخندی بر لب مخاطب بیاورد و در زمان او را به فکر وادارد
    3- ای کاش از ابتدا شعر را کامل می خواندی و با دقت به جزء جزء شعر و تفکر و تعمق نظر می دادی، نه از سر تعصب به 1 اثر که به قول ملای روم:
    سخت گیری و تعصب خامی است
    تا جنینی کار خون آشامی است
    نوشته: اسماعیل از [ انگلستان ]
    اگه به تو میگن استاد پس منم اسطوره یا اسوه باید باشم...اینکه بیای از یه شعر خاطره انگیز به بدترین و مسخره ترین شکل ممکن استفاده کنی اسمش نه ساختارشکنی هست نه لقب استاد و نوآوری برات میاره...فقط چرندپراکنی هستش و بس
    سه‌شنبه 25 شهریور 1393 ساعت 15:48
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    جناب اسماعیل
    یک بار دیگر هم همین افاضات را فرموده بودید و نظر دیگران و پاسختان را هم در همین جا و هم در صفحۀ فیسبوکتان گرفته بودید.
    نمیدانم مشکل شما با این شعر چیست. ساده و روشن بگوئید چرا این شعر تا این حد خشم شما را برانگیخته است؟
    آیا شما از آن هائی هستید که جایتان آن بالا بالاهاست؟ که این شعر تا این حد به تریج قبایتان برخورده است؟
    من کی و کجا ادعای ساختار شکنی کرده ام؟
    تنها کاری که کرده ام استفاده از زبان طنز برای بیان این مطلب بوده است که: "هر کسی هرکاری بخواهد نمی تواند بکند، مگر آن که ارتباط های خاص داشته باشد" و این تا این حد شما را برآشفته کرده است
    جداً متأسفم
    نوشته: جواد حقانی از [ ایالات متحده آمریکا ] http://ندارم
    هیچکس به درخت بی بر سنگ نمی اندازد تنها درختانی مورد سنگ اندازی واقع میشوند که میوه های شیرین و و خوشگوار به بار می آورند .........رومن رولان......جان شیفته .............. و بقول شاعر :سنگ بد گوهر اگر کاسه ی زرین شکند..........قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود اون بی ادب در لیلته النواله منعقد شد ه بیخیالش شوید استاد عزیز.
    پنج‌شنبه 6 شهریور 1393 ساعت 01:16
    امتیاز: 0 0
    نوشته: شهریار از [ نامشخص ]
    این آقا بنظرم ازاونهایی که همون پایین پایین ها نشسته اما میخواد هرگوهی که دلش میخواد بخوره!مضاف براینکه اینها شعور ادبیشون خیلی کمترازاین حرفاست که بفهمن ساختارشکنی با اصطلاحاتی که درمیان عوام رایجه رو نمیشه به راحتی بی ادبی یا بقول این بدبخت آشغال پراکنی دونست!
    دوشنبه 3 شهریور 1393 ساعت 02:03
    امتیاز: 0 0
    آقای اسماعیل، از نظر من به عنوان یک روانشناس چنین واکنش تندی ("یه آشغال به تمام معنا..." ) تنها و تنها برای یک شعر میتواند نتیجه ی مزه ی بالای درخت بودن شما باشد یا اینکه پایین درخت بودن شما را برایتان یادآوری کرده است... در هر دو صورت این واکنش زیبنده ی یک انسان نیست.
    یکشنبه 2 شهریور 1393 ساعت 04:09
    امتیاز: 0 0
    نوشته: اسماعیل از [ هلند ]
    یه آشغال به تمام معنا...تویی که نمی دونی معنای ساختارشکنی با آشغال پروندن چیه غلط میکنی وارد این چیزا میشی
    شنبه 1 شهریور 1393 ساعت 12:18
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    نظر پر محتواتون در مجموعۀ نظرهای وبلاگ ثبت شد

    خیلی خوب بود
    جمعه 5 مهر 1392 ساعت 19:44
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سپاس
    نوشته: masoud از [ ایران ]
    مثل همیشه زیبا
    شنبه 9 شهریور 1392 ساعت 23:28
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سپاسگزارم