ای که همچون چراغ انجمنی
گل مهتاب در نگاه منی
ای که در لایه های سبز غزل
گل یاس شکفته در چمنی
پوستینت بپوش "کاوۀ"
من
تا که ضحاک را کمر شکنی
بس که از چهره مشک می باری
گوئیا از ولایت ختنی
گرچه میلاد تو مبارک شد
تو مبارک تر از همین شدنی
چشم تنگ برادران روشن
بعد عمری رسیده پیرهنی
گفته بودم که من مرید توام
گفته بودم که تو مراد منی
راستی یک کلام مانده هنوز
ای که جان کلام در بدنی
گرچه گاهی فرشته ها مَردند
من که بودم، تو آمدی چه کُنی؟
شعری که جناب حسین دلجوئی (دلجو) در پنجاه و ششمین سالروز تولدم سرودند
سلام بر مهندس عزیز و ارجمند
با عرض پوزش با تأخیر تولدتان تبریک گفته و آرزوی سلامتی حضرت عالی را از درگاه ایزد منان خواهانیم.
اهل چمن مشتاق دیدار شمایند؛
با طنز «خر شیردل»…[گل]
بسیار سپاسگزارم
تو همان ابتدای هر ادب و
تو همان انتهای هر سخنی
و
پوستینت بپوش ،کاوه ی من
تا که ضحاک را کمر شکنی
و
چشم تنگ برادران روشن
بعد عمری رسیده پیرهنی
به به
لطف دارید.سپاس

اقای جوادی خیلی ممنون که به وبلاگم اومدید و نظر دادید.یه دنیا تشکر.
با افتخار لینک شدید
سپاس
سلام اقای جوادی.
جلیلی هستم دختر عمه اقای ریحان صفت.خوش حال میشم به وبلاگ من بیاید و کارهای ناقابل من رو بخونید.یه دنیا ممنون.
سلام
بزرگوارید. حتماً و با کمال میل خواهم آمد و اگر اجازه بدین لینک وبلاگتون رو تو "سیب کال حوا" خواهم گذاشت
شما هم لینک من رو بذارید خوشحال میشم
به امید دیدار
باد با چراغ خاموش کاری ندارد
اگر در سختی هستی , بدان که روشنی . . .
------------------
من در برخی از امتحاناتم مردود شدم اما دوستم تمام درسهایش را با موفقیت گذراند.
اکنون او یک مهندس در شرکت مایکروسافت است
و من فقط مالک مایکروسافت هستم ... بیل گیتس
6547